الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
105
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
محافظت كنند ؛ زيرا مىترسيدند كه قريش دوباره بر آن شبيخون بزنند . « 1 » اين افراد عبارت بودند از : سعد بن عبادة بن معاذ ، حباب بن منذر ، أوس بن خولّى ، قتادة بن نعمان و عبيد بن اوس . « 2 » ( 1 ) طبرسى در اين مورد از كتاب أبان بن عثمان احمر بجلى كوفى از ابى بصير از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : قزمان ، شش يا هفت نفر از مشركان را به قتل رسانده بود و به شدت جنگيده بود به طورى كه زخمهاى زيادى برداشته بود . پس از اتمام كارزار او را به خانههاى بنى ظفر منتقل كردند و مسلمانان به او گفتند : بشارت بر تو باد اى قزمان ! امروز عجب جنگى كردى ! گفت : به چه چيزى مرا بشارت مىدهيد ؟ ! به خدا قسم كه من تنها به خاطر قوم و قبيلهام جنگيدهام و الّا چنين جنگى نمىكردم ! و هنگامى كه شدت جراحاتش زياد شد ، دشنهاى از زير لباسهايش درآورد و خود را كشت ! پس نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آمدند و گفتند : قزمان شهيد شد و براى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله توضيح داده شد كه او چقدر خوب با مسلمانان همكارى كرد . امّا آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خداوند هر كارى كه اراده كند انجام مىدهد و قزمان از اهل جهنّم است ! سپس به وى گفته شد كه او خودش را كشته است ! « 3 » و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : شهادت مىدهم كه من رسول خدا هستم ! ( 2 ) ابن اسحاق از عاصم بن عمر بن قتادهء انصارى ظفرى ( از بنى ظفر ) از پدرش از جدّش نقل مىكند كه گفت : مردى به نام يزيد بن حاطب بن اميّه ، در روز احد مجروح شد . او را به خانهء اقوامش آوردند و
--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 248 - 249 . ( 2 ) . همان ، ص 334 . ( 3 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 182 - 183 . ابن اسحاق در سيره ، ج 3 ، ص 93 از عاصم بن عمر بن قتاده ظفرى ( از بنى ظفر ) نقل مىكند كه گفت : در جنگ احد در ميان ما مردى جنگجو بود كه به وى قزمان مىگفتند و معلوم نبود كه از چه طايفهاى است . وى جنگ شديدى كرد ، به طورى كه به تنهائى هفت يا هشت نفر از مشركان را به هلاكت رساند و در نتيجه جراحات زيادى برداشت . پس به ميان بنى ظفر منتقل شد و مسلمانان به وى گفتند : به خدا قسم كه امروز كار بزرگى انجام دادى اى قزمان ، بشارت بر تو باد ! او گفت : به چه چيزى مرا بشارت مىدهيد ؟ به خدا قسم كه فقط براى دفاع از قوم و قبيلهام جنگيدهام و اگر چنين نبود ، هرگز اين گونه نمىجنگيدم . و هنگامى كه جراحات وى شدت يافت ، تيرى از تيردان خود در آورد و خودش را به قتل رساند . ( ج 3 ، ص 103 - 104 ) واقدى مىگويد : قزمان كسى بود كه معلوم نبود از چه طايفهاى است ؛ ولى از بنى ظفر شمرده شده و مجرّد بود ، و زن و فرزندى نداشت . او مردى شجاع بود و در جنگ احد به شدت مبارزه كرد و در نتيجه شش يا هفت نفر از مشركان را به قتل رساند و خودش به شدت زخمى شد . به وى گفته شد : اى ابو الغيداق ، شهادت بر تو مبارك باد ! گفت : به چه چيزى مرا بشارت مىدهيد . گفتند : به بهشت . گفت : به خدا قسم كه به خاطر بهشت و جهنم نجنگيدم بلكه براى رابطهء خويشاوندى جنگيدم ! سپس تيرى را از تيردان خود درآورد و در بدن خود فرو كرد و بر شمشير خود تكيه كرد ، به گونهاى كه از پشتش درآمد ! و مرد اين قضيه براى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله گفته شد كه : قزمان در جنگ مجروح شده بود در اين صورت آيا شهيد است ؟ فرمود : بلكه او اهل آتش است . ( ج 1 ، ص 263 - 264 )